عناوین یادداشت‌ها 

  • مرگ یک انسان! دلم گرفت... (جمعه 15 شهریور‌ماه سال 1387 00:32)
    دو روز قبل: - 118 - راهنمای ... بفرمائید. - شماره ی بیمارستان امداد لطفن. - ...859 - متشکرم. - الو، سلام خسته نباشید. ببخشید، شخصی به اسم م.ا اونجا بستری شده؟ - میدونید کدوم قسمته؟ - نه! - چند لحظه لطفن، وصل می کنم به اطلاعات. - سلام، بفرمائید. - ببخشید. شخصی به اسم م.ا اونجا بستریه؟ - چند سالشه؟ - 15 - چند لحظه لطفن....
  • بی کاری هم معضلی است ها (پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1387 01:19)
    بی مقدمه این روزها اصلن حال حوصله، دل و دماغ، چک وچانه ( چه ربطی داشت!!!) نداریم. کلن نداریم عزیز جان نداریم! و به شغل شریف علافی مشغولیم. کارمان شده دیدن فیلم و خواندن کتاب و خوردن و خوابیدن. دست و دلمان به کار های خودمان هم دیگر نمیرود. دیگر سرمان برای فهمیدن و یاد گرفتن درد نمیکند! البت می کند اما نه مثل آن زمانها...
  • خدمت مقدس ۲ : ... (پنج‌شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1387 02:09)
    اصولن واکسنِ مان را زدیم، استعلام مربوطه را گرفتیم، مدارکمان را تکمیل نمودیم، آنها را داخل پاکت گذاشتیم و فرستادیم... کُل کائنات را هم با خودمان همسو می کنیم تا معاف شویم، تا ... هرآن کس که نتوان دید!!! جزئیات را هم نمی گوئیم تا در کَفَش بمانید!! این داستان هم ادامه ندارد؛ بیخود ادامه ندهید! تمام شد.
  • خدمت مقدس۱ : آقا شما وجود ندارید! (پنج‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1387 15:27)
    ما دیروز طی یک عملیات انتحاری و در روز آخر مهلت ارسال دفترچه ی اعزام خدمت مقدس ! تصمیم به ارسال گرفتیم و چون این خدمت زیادی مقدس بوده و اصلن با حال هوای ما جور در نمی آید و میترسیم مبادا که ما هم یک جورایی به این وسیله مقدس شویم! تصمیم گرفتیم هر جور شده معافیتی چیزی پیدا کنیم و از خیر تقدس بگذریم! اما ... از آنجایی که...
  • مرگ هم لیاقت می خواهد... (چهارشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1387 16:49)
    چقدر حقیرند افرادی که نه عرضه ی زندگی دارند و نه لیاقت مرگ... !
  • مرگ . . . (یکشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1387 00:52)
    چرا از مرگ می ترسید؟ چرا زین خواب جان آرام شیرین، روی گردانید؟ چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید؟ مپندارید بوم ناامیدی باز، به بام خاطر من می کند پرواز، مپندارید جام جانم، از اندوه لبریز است. مگوئید این سخن تلخ و غم انگیز است. مگر "می"، این چراغ بزم جان، هستی نمی آرد؟ مگر این می پرستی ها و مستی ها، برای یک نفس آسودگی...
  • اگر عمر دوباره داشتم... (سه‌شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1387 23:59)
    دان هرالد ( Don Herold ) کاریکاتوریست و طنزنویس آمریکایى در سال 1889 در ایندیانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد داراى تالیفات زیادى است اما قطعه کوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف کرد. " اگر عمر دوباره داشتم مى کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم. همه چیز را آسان مى گرفتم. از آنچه در عمر...
  • دست هامان نریسده است به هم ... (جمعه 23 فروردین‌ماه سال 1387 14:33)
    1- مدتی است نوشتن برایمان سخت شده! دیگر مطالبی که از خواندنشان لذت میبریم نمیدانیم قبلن هم پابلیش نموده ایم یا نه؟! برای همین همیشه قبل از پابلیش کردن مجبوریم کلی از اول تا آخر بلاگ رو بگردیم مبادا که تکراری باشد. . . 2- چند سال پیش شعری رو که امروز داریم پابلیش میکنیم از مردی که به نظر میرسید انسان فرهیخته ای باشد...
  • خاطرات بهشت!!! (دوشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1387 15:37)
    جمعه ی هفته ی پیش طی یک عملیات انتحاری تعدادی از دوستان و همکلاسی های دوران دانشگاه دور هم جمع شدیم و شونزده را بدر کردیم و به مکانی خیلی خیلی زیبا و خوش آب و هوا رفتیم که توضیحاتش در مجال این پست نمی گنجه! اما به دلیل دور بودن راه برای عظیمت به منطقه از یک دستگاه مینی بوس و تراکتور استفاده شد که تراکتور مجهز به تریلر...
  • دل نخواهم بست (شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1386 18:51)
    دل نخواهم بست هرگز من به کس هرکسی را دل ببستم دل شکست
  • اسپندارمزگان (یکشنبه 5 اسفند‌ماه سال 1386 00:58)
    از گذشتگان دور روز زن را در اسفندگان پنجم اسفند برگزار می‌‌کردند. این روز سپندارمزد نامیده می‌شود که نگهبان زمین است، از آنجایی که زمین همانند زنان باروری دارد، این جشن برای گرامیداشت زنان نیکوکار برگزار می‌شود، واژه سپندارمزد در اوستا به معنی فروتنی و بردباری است. در این روزها مادران از فرزندان خود و زنان از مردان...
  • اینترنت پرسرعت؟؟؟!!! (یکشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1386 11:16)
    سرعت اینترنت رایگان در کره جنوبی ٥٠٠ برابر سرعت اینترنت پولی در ایران است و اینترنت پرسرعت ( ADSL ) به معنای واقعی در ایران وجود ندارد. کارشناسان حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات با اذعان بر این موضوع می گویند: طبق استانداردهای بین المللی حداقل سرعت اینترنت ADSL ، ٥١٢ کیلو بیت در ثانیه است، درحالی که در ایران این سرعت...
  • اندر باب پست قبلی (شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1386 15:29)
    برخیز شتر بانا بر بند کجاوه کز چرخ همی گشت عیان رایت کاوه در شاخ شجر برخاست آوای چکاوه وز طول سفر حسرت من گشت علاوه بگذر به شتاب اندر از رود سماوه در دیده ی من بنگر دریاچه ی ساوه این مسمط سروده ی شاعر نامدار عصر قاجار، ادیب الممالک فراهانی است. ادیب، عصر پهلوی را هم درک کرد و در مدح پهلوی هم سرود. اگر چه بزرگ داشت...
  • برخیز شتربانا (پنج‌شنبه 11 بهمن‌ماه سال 1386 15:57)
    برخیز شتر بانا بر بند کجاوه کز شرق عیان گشت همی رایت کاوه از شاخ شجر برخواست آوای چکاوه وز طول سفر حسرت من گشت علاوه بگذر بشتاب اندر از رود سماوه در دیده ی من بنگر دریاچه ی ساوه ماییم که از خاک بر افلاک رساندیم خاک عرب از شرق به اقصا گذراندیم دریای شمالی را بر شرق نشاندیم وز بحر جنوبی به فلک گرد فشاندیم در چین و خطن...
  • تنها (پنج‌شنبه 4 بهمن‌ماه سال 1386 14:01)
    دلا خو کن به تنهایی، که از تن ها بلا خیزد سعادت آن کسی دارد که از تن ها بپرهیزد
  • پایان (سه‌شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1386 00:52)
    با تمام وجود در انتظار پایانم ...!
  • معنی (چهارشنبه 26 دی‌ماه سال 1386 00:03)
    دیریست که شب از نیمه گذشته و چشمانم همچنان خیره به نقاط نورانی در پی یک معنی ، یا شاید جعبه ای نورانی کسی چه میداند . . . ---------------------------------------------------------------------------- مشهد – زمستان 86
  • نا گفتنی ها (شنبه 24 آذر‌ماه سال 1386 02:42)
    همیشه حرف هایی هست که نه میشه به کسی گفت و نه میشه جایی نوشت!
  • زلف (سه‌شنبه 20 آذر‌ماه سال 1386 15:06)
    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم طره را تاب مده تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم قد برافروز که از سرو کنی آزادم...
  • مدار!! (یکشنبه 18 آذر‌ماه سال 1386 00:52)
    دیشب به شدت هر چه تمام تر خواب امتحان مدار الکتریکی را میدیدیم!! وای که خواب نه کابوس! آخه هیچی بلد نبودیم و در به در دنبال تقلب که اونم فایده ای نداشت. پ.ن : از ما بعید بود!؟
  • به بهانه ی روز بزگداشت مولانا (دوشنبه 9 مهر‌ماه سال 1386 03:00)
    از اونجایی که من آدم نوستالوژیکی هستم تصمیم گرفتم به بهانه ی روز بزرگداشت مولانا شعر بسیار زیبای زیر رو تو وبلاگم بذارم! یادم نیست برای اولین بار این شعر رو کی و کجا شنیدم ولی یادمه وقتی کلاس پنجم دبستان بودم معلمم که خیلی ازش خاطره دارم و خیلی دوستش دارم و دعا می کنم هر کجا هست سربلند و خوشحال و پیروز باشه برامون سر...
  • دست بردار از این میکده ی سربه سری (جمعه 6 مهر‌ماه سال 1386 15:15)
    آخ که چقدر از این انسانیت بی دلیل؛ از این زندگانی زنده مانی! از این کره ی خاکی و هرچه در این دنیای . . . است خسته شدم. آخ از دست این انسانهای فانی! آخ از روزمرگی! آخ از همه چی... باز این دانشگاه کذایی شروع میشه! باز رفت و آمد ها باز منتظر شدن ها؛ بازدور از خانه؛ باز ... باز باز باز. آخ که این مغز بشری چقدر چیز عجیبی...
  • نمی تایپیم! (یکشنبه 1 مهر‌ماه سال 1386 02:03)
    مدتی است حس تایپیدنمان نمی آید! هر چند مطالب بسیاری برای آپیدن داریم. حتی این چند خط را هم به زور می نگاریم! بلکم این حس مجدد القا شود و باز بتایپیم! و شما را به خواندن بلاگ آقای سر هرمس مارانی کبیر تشویق می کنیم. بلکم رستگار شوید!
  • زندگی و خاطره! (سه‌شنبه 9 مرداد‌ماه سال 1386 02:32)
    زندگی آنچه زیسته ایم نیست، بلکه چیزی است که به یاد می آوریم تا روایتش کنیم. ---------------------------------------------------------- گابریل کارسیا مارکز
  • دعایی از دکتر شریعتی (سه‌شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1386 19:27)
    خدایا به علمای ما مسئولیت، به عوام ما علم، به مومنان ما روشنایی، به روشنفکران ما ایمان، به متعصبین ما فهم، به فهمیدگان ما تعصب، به زنان ما شعو، به مردان ما شرف، به پیران ما آگاهی و به جوانان ما اصالت، به اساتید ما عقیده و به دانشجویان ما نیز عقیده، به خفتگان ما بیداری و به بیداران ما اراده، به مبلغان ما حقیقت، به...
  • از ماست که بر ماست (شنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1386 21:01)
    این دود سیه فام که از بام وطن خواست از ماست که بر ماست وین شعله ی سوزان که برآمد ز چپ و راست از ماست که بر ماست جان گر به لب ما رسد، از غیر ننالیم با کس نگسالیم از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست از ماست که بر ماست ما کهنه چناریم که از باد ننالیم بر خاک ببالیم لیکن چه کنم، آتش ما در شکم ماست از ماست که بر ماست اسلام گر...
  • زمانی برای مردن (شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1385 00:19)
    خیلی مهم نیست! نبایدم باشه! روز ها میان و میرن و افراد هم امروز هستن و فردا نیستن، یا در بهترین حالت فقط یک خاطره هستن که به یاد آوردنش آدم رو فقط واسه یه لحظه خوشحال (یا ناراحت) می کنه. هر چقدر هم تلاش کنی باز یه روز میری و دیگه هیچ وقت بر نمی گردی ... بعضی آرزوهات هم باهات دفن می شه، آرزوهایی که خیلی ها می دونستن...
  • دیدار (جمعه 3 آذر‌ماه سال 1385 22:51)
    عمری گذشت و عشق تو از یاد من نرفت دل ، همزبانی از غم تو خوب تر نداشت این درد جانگداز زمن روی برنتافت وین رنج دلنواز زمن دست برنداشت تنها و نامراد در این سال های سخت من بودم و نوای دل بینوای من دردا که بعد از آن همه امید و اشتیاق دیر آشنا دل تو ، نشد آشنای من از یاد تو کجا بگریزم که بی گمان تا وقت مرگ دست ندارد ز دامنم...
  • فکر و عشق (دوشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1385 01:23)
    فکر به طور حتم مانع تجلی عشق است. فکر ریشه در حافظه دارد، مبتنی بر خاطره است، و عشق چیزی غیر از خاطره است. ماهیت فکر جدایی و تفرق است. احساس، زمان و فاصله، احساس جدا بودن و اندوه ناشی از آن حاصل یک فعل و انفعال فکری است. فکر به طور اجتناب ناپذیری منجر به احساس تعلق و تملک می شود، و احساس تملک حسادت به بار می آورد. و...
  • بر گرفته از یک متن چینی با عنوان تانترا توتم (پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1385 01:48)
    1- به آدم ها بیشتر از اون چیزی که انتظار دارند بده و کارشان را با خوشرویی انجام بده. 2- با یک نفر ازدواج کن که تو با اون از خودت با لذت صحبت کنی. وقتی پیر شدی این خصوصیت از همه چی مهمتر است. 3- هر چیزی راباور نکن. 4- یا اینکه با تمام پشتکار زحمت بکش یا هر اندازه که لازم است بخواب. 5- وقتی به کسی میگویی ترا دوستت دارم...
( تعداد کل: 97 )
<<      1      2      3      4      >>