پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1389

رادیو قدیمی پدربزرگ

هرچند با وجود سرویس های متنوعی که امروزه ما را به هم پیوند می دهند همچون فیسبوک، دیگر این سرویس های قدیمی وبلاگ حکم رادیوهای قدیمی پدربزرگ ها را دارد اما من این رادیوی قدیمی پدر بزرگ را دوست دارم! خوبی این سرویس های جدید این است که تا کلمه ای از کیبوردت بیرون می پرد یا کوچکترین حرکتی می کنی همه می بینند و عده ای به به و چه چه می کنند و میتوانی ببینی چه کسی آمده و چه کسی رفته و خلاصه یک جورهایی زیر ذره بینی! و خوب همه هم خوشحال از اینکه چه همه آدم دور و برشان است و هر کاری می کنند یکی هست که تمجیدشان کند. اما من این رادیوی قدیمی پدربزرگ را دوست دارم، هر چند از آن فاصله گرفته ام و دیگر مثل گذشته جذابیت ندارد و کمی رنگ رو رفته است ( از شما چه پنهان که من آدمی نوستالوژیک هستم!) ولی گاهی آدم دلش می خواهد فکر کند که کسی نمی بینید چه می کند و چه می گوید! گاهی حرفهایی هست که دلت نمی خواهد جار بزنی آن وقت هاست که که این خانه ی قدیمی باز جذاب می شود. هیچ وقت خانه ام را بطور کامل ترک نخواهم کرد که خاطرات بسیار است در این خانه...
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد