X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1382

Feeling

سالروز واقعه بزرگ کربلا و فرا رسیدن عاشورا وتاسوعای حسینی را به تمامی مسلمین تسلیت عرض می کنم. متن زیر از یکی از گروههای یاهو به دستم رسیده ولی متاسفانه اسم گروه رو فراموش کردم.

روزی روزگاری در جزیره ای  دورافتاده، تمام احساسها یه خوبی خوشی در کنار هم زندگی می کردنند،صبر، غم، عشق، ترس و... هرکدام به روش خود خود زندگی می کردنند.

روزی دانایی به همه گفت: « هرچه زودتر این جزیره را ترک کنید،زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت و اگر بمانید غرق می شوید.»

تمام قایقها با دستپاچگی قایقهای خود را از انبار خانه هایشان بیرون آوردن و مرمت کردند وبرای روز حادثه به آب انداتند و تمامی تجهیزات رو آماده کردند. روز حادثه فرا رسید، همه چیز از یک طوفان بزرگ شروع شد و هوا به قدری بد بود که همه حراسان سوار قایقها شدند و پاروزنان جزیره را ترک کردند در این میان عشق هم سوار بر قایقش بود، اما به هنگام دور شدن از جزیره متوجه حیوانات شد که همگی به کنار ساحل آمده بودند و وحشت را نگه داشته و نمی گذاشتند که او سوار بر قایقش شود. عشق سریعا برگشت و قایقش را به حیوانها و وحشت زندانی شده توسط آنها سپرد،آنها همگی شوار شدنند و دیگر جایی برای عشق نماند ، قایق رفت و عشق در جزیره تنها ماند.جزیره لحظه به لحظه زیرآب می رفت و عشق تا گردن به زیر آب رفته بود،او نمی ترسید زیرا ترس جزیره را ترک کرده بود،اما نیاز به کمک داشت، فریاد زد و از همه احساسها کمک خواست،اول کسی جوابش را نداد .در همان نزدیکی قایق دوستش پولداری را دید به او گفت:« پولداری عزیز به من کمک کن» پولداری جواب داد :«متاسفم قایق من پر از پول و طلا و جواهر است وجای خالی ندارد.»

عشق رو به سوی قایق غرور کرد و گفت:« مرا نجات می دهی؟»

غرور پاسخ داد :« هرگز ، تو خیسی و مرا خیس می کنی»

عشق رو به غم کرد و گفت:« ای غم عزیز مرا نجات بده»

غم گفت:« عشق عزیز متاسفم من آنقدر غمگینم که یکی باید خودمرا نجات بده.»

در این بین خوشگذرانی و بیکاری از کنار عشق گذشتند ولی عشق هرگز از آنها کمک نخواست!

از دور شهوت را دید وبه او گفت:« شهوت، مرا نجات می دهی؟»

او در پاسخ گفت:« هرگز... سالها منتظر این لحظه بودم که تو بمیری حالا بیایم وتورا نجات دهم.هرگز...»

عشق که نمی تنوانست ناامید باشد رو به سوی خدا کرد و گفت:« خدایا مرا نجات بده»

ناگهان صدایی از دور به گوشش رسید که فریاد میزد « نگان نباش من نجاتت می دهم.»

عشق آنقدر آب خورده بود که دیگر نمی توانست خودش را روی آب نگه دارد و بیهوش شده بود.

پس از به هوش آمدن خودش را با تعجب  در قایق دانایی یافت،آفتاب در حال طلوع مجدد بود و دریا آرامتر از همیشه،جزیره آرام آرام از زیر هجوم آب بیرون می آمد زیرا امتحان نیت قلبی احساس ها، دیگر به پایان رسیده بود. عشق بر خاست به دانایی سلام و از او تشکر کرد.دانایی پاسخ سلامش را داد و گفت:« من شجاعتش را نداشتم که به سمت تو بیایم، شجاعت هم که قایقش دور از من بود نمی توانست برای نجات تو راهی پیدا کند پس می بینی که هیچ کدام از ما تو را نجات ندادیم یعنی اتحاد لازم را بدون تو نداشتیم ؛ تو حکم فرمانده بقیه احساس ها را داری.»

عشق با تعجب گفت:« پس آن صدایی که به من گفت برای نجاتم می آید که بود؟»

دانایی گفت:« او زمان بود.»

سپس دانایی لبخندی زد و گفت:«بله زمان ، زیرا فقط این زمان است  که لیاقتش را دارد تا بفهمد عشـــــــــــق چقدر بزرگ است...»

جمعه 8 اسفند‌ماه سال 1382

ترفند

چند روزی بود که وبلاگ رو آپدیت نکرده بودم البته خیلی  دلم می خواست ولی خوب این سرعتها که برای آدم حالو حوصله نمی زاره (مخصوصا حالا که با برکت وجود MyDoom کلا باید ISP های تو ایران بساتشونو جمع کنن چون تو ایران ما تنها چیزی که مهم نیست کیفیت و امنیته) که اصلا کانکت بشی چه برسه به آپدیت کردن این شد که دیگه امشب دلم رو به دریا زدم و کانکت شدم البته با بدبختی فراوان خواستم آنتی ویروسمو آپدیت کنم که 5-6بار تازه با وجود نرم افزار  connection make Alive دی سی شدم تو این گیرو ویر شد که دیگه این وبلاگ رو اپدیت کردم . زیادی  گفتم نه!

امشب به سرم زد یه ترفند جالب یادتون بدم البته من کوچکتر از اونیم که بخوام چیزی یاد کسی بدم ولی خوب حالا میگم شاید تا حالا نشنیده باشید :

حتما اسم Worm Blaster رو شنیدین که قبل از MyDoom رکورد دست اون بود این کرم خیلی خطرناک نیست فقط سیستم رو Reset میکنه کسانیکه به این کرم مبتلا بودن میدونند من چی میگم به این صورت که شما دارید با کامپیوترتون کار می کنید و یکدفعه یه پنجره مبنی بر این اینکه سیستم شما در حال Reset شدنه فعال میشه و به شما 60 ثانیه فرصت میده که کارهاتونو Save کنید، مایکروسافت برای مقابله با این کرم طبق معمول همیشه تو اوج جولان دهی این کرم یه Patch داد که از سایت اون قابل دریافت بود و کاربران می تونستند اونو بگیرند و با نصب اون روی ویندوزشون از شر این کرم خلاص بشن حالا که مدتیه از این قضیه گذشته فکر نمی کنم هنوز این Patch قابل دریافت باشه و اگر هم باشه احتمالا باید از طریق Update ویندوز به اون رسید اما یه راه دیگه هم برای جلوگیری از Reset کردن سیستم بوسیله این کرم هست و اون اینه که تو اون 60 ثانیه ای که به شما برای ذخیره کارهاتون فرصت میده Command Prompt Dos رو باز کنید ( میتونید اونو از منوی Start یا تایپ کلمه Command از طریق گزینه Run باز هم ازطیق Start Menu باز کنید) و عبارت shutdown –a رو تایپ کنید پنجره ای که باز شده بود و سیستم رو Reset می کرد بسته میشه و دیگه تا سیستم رو خاموش نکنید یا Reset نکنید فعال نمیشه من پیشنهاد می کنم برای اطلاعات بیشتری در مورد دستور Shutdown از سویچ /? مقابل دستور بدون –a استفاده کنید یعنی shutdown /? برای مقابله با ویروس MyDoom هنوز من که راهی پیدا نکردم بهترین راه استفاده از Patch خود مایکروسافته و بروز نگه داشتن آنتی ویروس، راستی داشت یادم می رفت Worm blaster فقط در ویندوزهای NT به بالا کار میکنه پس کسانیکه از ویندوز 98 یا Me استفاده می کنند نباید نگران باشند.

پنج‌شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1382

سیاسی بازار

راستش امشب می خواستم در مورد دل حرف بزنم در مورد دل خودم که هر آنچه از دل بر آید بر دل نشیند در مورد اون دلی که شاعر در مورد میگه یک قطره فتاد و نامش دل شد ولی خوب قبل از اینکه بیام و پای میزم بشینم داشتم آت وآشغالارو جمع می کردم که یک برگ کاغذ نظرمو جلب کرد روش با خطی درشت نوشته بود مرگ بر آفریقا حالا چرا من که نفهمیدم ! میتونید حدس بزنید چی بود؟ یه برگه تبلیغاتی متعلق به یکی از کاندیدا های نمایندگی مجلس بود که کلی شعار و چیزهای جالب!توش نوشته بود وقتی خوندمش کلی خندم گرفته بود از یه طرف هم کلی به حال خودمون (مردم ایران) متاسف شدم این شد که تصمیم گرفتم فعلا که جو ، جو سیاسیه این مطالب رو بنویسم:

این آقا (کاندیایی که عرض کردم )تحت عنوان «اطلاعیه شماره یک» یک بیوگرافی درمورد خود ش وکارهای درخشانی! که انجام داده نوشته و بعد هم اهدافش روکه اگه کسی درجریان اصول و اساس حکومت ایران نباشه و از خارج وارد ایران بشه و اینارو بخونه فکر میکنه که قراره ایشان پادشاه ایران بشند تا نماینده مجلس البته این مختص ایشان نیست بلکه اکثر قریب به اتفاق نامزدهای نماینگی اینگونه اند!!

من هم تعدادی از اونارو برای شما بازگو می کنم :

1-     ایجاد فوری راهکار فوری مذاکره با ایالت متحده آمریکا

2-     بررسی فوری لغو ممنوعیت استفاده از آنتن ماهواره

3-     حل معضل فساد و فحشا با تشکیل سازمان عفاف در سراسر کشور

4-     انتصاب کلیه مدیران کشور فقط بر اساس مدرک تحصیلی مرتبط با رشته مورد نظر و تجربه شایستگی کامل

5-     طرح اساسی ایجاد آبراه شمال جنوب که از مسیر حوزه رودخانه های دریای خزر تا حوزه دریای عمان و خلیج فارس انجام خواهد شد که باعث تغییرات وسیع آب و هوایی در ایران ، افغانستان و پاکستان خواهد شد و 35% خاک کشور که کویر بیابان است آباد خواهد شد!!! ( باید به عرض برسانم که طبق گفته و تحقیقات وسیع هواشناسی و سازمانهای مرتبط این کا غیر ممکن است زیرا شرایط آب و هوایی و اقلیمی و خاک کویر که شوره زار است این امکان را نمی دهد تازه اگر هم بشود میدانید چه هزینه ای دارد؟! حالا این آقا چطور این کا رو می خواد انجام بده؟!)

6-     حذف کنکور سراسری و تعیین معدل کل سنوات تحصیل به صورت 85% و امتیاز و امتحان ورودی در رشته تحصیلی متقاضی 15%.(عجب!!!)

تازه این نصف آنچه که نوشته بود هم نیست حالا قضاوت با شما!

از همه اینا که بگذریم ... امروز چه انفجاری شد صداش از نیشابور که با مشهد 100 کیلومتر فاصله داره اومد من که خواب بودم از خواب پریدم فکر کردم زلزله شده نزدیک بود بزنم بیرون واقعا وحشتناک بود حالا حسابشو بکنید مردم اون اطراف چه بلیی سرشون اومده شرط می بندم کلیشون موجی شدن تا زه اگه زنده مونده باشن جالبه که واگن ها دو استگاه رو خیلی راحت رد کردن هیچ کس هم کاری نکرده!!! واقعا تو ایران ما باید حتما یه اتفاقی بیافته بعد همه به فکر می افتن مثل همین زلزله بم...

سه‌شنبه 21 بهمن‌ماه سال 1382

عید شما مبارک

سلام به همه عید غدیر رو خواستم به همه تبریک بگم به خصوص سید ها در ضمن عیدی ما یادتون نره پیشنهاد می کنم در راهپیمایی مسخره فرا هم شرکت نکنید تعطیلات هم خوش بگزده فعلا بای 
یکشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1382

دیوانه

گفت با زنجیر شبی دیوانه ای:
 عاقلان پیداستُُ کز دیوانگان ترسیده‌اند
من بدین زنجیر آرزیدم که بستندم به پای
 کاش می‌پرسید کس، کایشان به چند ارزیده‌اند
دوش سنگی چند پنهان کردم اندر آستین
 ای عجب! آن سنگها را هم زمن دزدیده‌اند
سنگ می‌دزدند از دیوانه، با این عقل و رای
 مبحث فهمیدنیها را این چنین فهمیده‌اند
عاقلان با این کیاست عقل دور اندیش را
 در ترازوی چو من دیوانه‌ای سنجیده اند
از برای دیدن من ، بارها گشتند جمع
 عاقلند، آری چو من دیوانه کمتر دیده‌اند
جمله را دیوانه نامیدم چو بگشودند در
 گر بدست، ایشان بدین نامم چرا نامیده اند؟
کرده‌اند از بی هشی بر خواندن من خنده‌ها
 خویشتن در هر مکان و هر گذر رقصیده اند
من یکی آیینه‌ام، کاندرمن این دیوانگان
 خویشتن را دیده و  بر خویشتن خندیده اند
آب صاف از جوی نوشیدم، مرا خواندند پست
 گرچه خود خون یتیم و پیرزن نوشیده اند
خالی از عقلند سرهایی که سنگ ما شکست
 این گناه از سنگ بود، از من چرا رنجیده‌اند
به که از من باز بستانند و زحمت کم کنند
 غیر از این زنجیر، گر چیزی به من بخشیده‌اند
سنگ در دامن نهندم تا در اندازم به خلق
 ریسمان خویش را با دست من تابیده‌اند
ما نمی‌پوشیم عیب خویش اما دیگران
 عیبها دارند و از ما جملگی پوشیده‌اند
ننگها دیدیم اندر دفتر و طومارشان
 دفتر و طومار ما را زان سبب پیچیده‌اند
ما سبک باریم، از لغزیدن ما چاره نیست
عاقلان با این گران سنگی چرا لغزیده اند؟
------------------------------------
*پروین اعتصامی
سه‌شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1382

مبارک باشد

نمی دونیم پاقدم کدوم یکی از برو بچ جدیدیکه حدود یک ماه پیش به این سرور پیوستن بد بوده که باعث حک شدن! این بلاگاسکای شده شاید خودم؟! به هر حال به سلامتی راه افتاد مبارک باشه!
جمعه 28 آذر‌ماه سال 1382

آغاز نامه

سلام
همینطور که میبینید این اولین نوشته من تو این بلاگه البته قبلا جای دیگری منوشتم ولی خوب به دلایلی نقل مکان کردم عنوان این بلاگ هم موقتیه چون فعلا چیزی به ذهنم نرسید امیدوارم موفقیتی بهتر از قبل در این بلاگ داشته باشم به هر حال با نام خدا کارم رو آغاز می کنم (( یا حق )).
فعلا چون مطلب خواصی ندارم بیشتر نمی نویسم.

( تعداد کل: 97 )
<<      1      ...      6      7      8      9      10